پیش مطالعه

همین طور که هم صاحب نظرا قبول دارن، داشتن پیش مطالعه قبل از ورود به کلاس کمک می کنه یادگیری بهتر صورت بگیره، اما با وجود همه تلاش ها کم هستند بچه هایی که قبول می کنند و در عمل با پیش مطالعه ( مطالعه اجمالی مواد درسی پیش از ورود به کلاس) در مدرسه حاضر می شوند.

من هم مثل همه معلمها مرتب از بچه ها می خوام قبل از اومدن به کلاس ، یه نیم نگاه به کتاب بندازدند. اما ....

تو کلاس اول دبیرستان 3 تا  دانش آموز دارم که برای بار دوم افتخار دارند دروس سال اول رو  مطالعه کنند!!!! کار کردن با اونا یه ریزه سخته !!! حرف جدیدی نداری که واسشون جلب توجه کنه !!!! علاقه ای هم به درس ( مخصوصا ریاضی ) ندارن!!!! البته این هم از افتخارات بنده است که با این جور نابغه ها کلاس دارم ، اون هم بین بچه هایی که بعضی ها واقعا نخبه هستند و زود درسو یاد می گیرند!!!! هفته پیش وقتی داشتم رادیکالا رو درس می دادم، یه سوال پرسیدم  . به نظر شما چه جوری میشه ریشه سوم a  به توان 5 رو حساب کرد ؟. یکی از همون نابغه ها ( دسته اول ) با توجه به اطلاعات پارسالش جواب درست به سوال من داد و داوطلبانه اومد تمرین در کلاس ها رو به درستی حل کرد!!!! من هم که اون موقع تو آسمون هفتم بودم ( از ذوقم ) یه بیست مارک دار به دانش آموز مذکور دادم !!!! صدای بقیه بچه ها در اومد !!!! خانووووووووم ما این همه سوال جواب می دیم!!!!! پس چرا بیست نمی گیریم ؟ تازه اونا پارسالم این مطالب رو خوندن ، عجیب نیست که بلد باشند!!!!!

اما با این حرف آخر نخبه های دسته دوم موافق نبودم !!!!! درسته نابغه های دسته اول این مطالب رو از قبل می دونستند ، اما اگه بلد بودند که افتخار دوباره خوندن نسیبشون نمی شد!!!! پس بیست من ارزش داشت !!!!! واسه این که دل نخبه های دسته دوم و همچنین بقیه نابغه های دسته اول رو نشکنم گفتم : از این به بعد هر کس قبل از ورود به کلاس یه مطالعه کوچیک داشته باشه و ضمن درس بتونه جواب سولای منو بده، از این بیست مارک دارها می گیره!!!!!

و همه اونایی که نمی دونستند چه کلاهی سرشون رفته با اصرار ازم خواستن تا بهشون بگم هفته آینده چی درس می دم !!!!!

هم نابغه ها و هم نخبه ها......

این جوری همه کلاس ما شدن: بچه های خوب و  پیش مطالعه کن!!!!!!!!!!!!!!

سرگروه

وقتی مسئول آموزش اداره بهم زنگ زد و گفت : خانم حاتمی بی زحمت بیا بشو سر گروه ریاضی!!! از ذوقم رفتم تو دیوار!!! اولین چیزی که بهش فکر کردم این بود که : آخ جووووووووون ، معروف شدم!!! پول دار شدم!!!!! و از همه مهم تر یه فرصت پیدا کردم تا سرک بکشم تو کار همکارای منطقه و ببینم راز موفقیت بقیه چیه!!! و بعد به این فکر افتادم که من، تقریبا کم سابقه ترین معلم ریاضی منطقه ام و ممکنه بقیه قبولم نداشته باشند.... این بود که با دو تا برنامه توووووپ کارم رو شروع کردم ، اولیش اینکه وبلاگ خودمو بی خیال شدم ( چون دیگه وقت نوشتن نداشتم ) ، و دوم اینکه دلم نیومد وبلاگم رو بی خیال شم آخه اینجا خیلی خاطره دارم ....

سوم اینکه از خانم بخشعلی زاده مولف کتاب های درسی دعوت کردم یه سر بیاد منطقه تا با هم تعامل داشته باشیم و دوبه توان دوم هم اینکه از اداره خواستم ما رو ببره خانه ریاضیات اصفهان، اردو!!!!

این آخری هنوز تصویب نشده ! اما به خودم قول دادم انقدر کُنه بشم تا تصویب بشه!!!!!!!! پست قبلیم هم به همین خاطر بود....

این همه پر حرفی واسه این بود که بگم :

1-      سرگروه شدم!

2-      ببخشید دیر به دیر میام آخه سرم شلوغه ، نیست سرگروه شدم!!!!!!!!!

3-      به قول پسر خاله : مگه چیه !!! بچه است دیگه !! ذوق داره!!!!

از شوخی گذشته ، یه فرصت به دست آوردم تا با تجارب همکارا بیشتر اشنا بشم. و از اون مهمتر فرصت دارم تو منطقه بگردم و فضولی کنم ( ببخشید بازدید کنم) این جوری هم با بچه های بیشتری آشنا می شم، هم با روش های جدید تر و هم با روستا های باصفا تر... نمونه اش هم همین سمقاور، که دوهفته پیش رفته بودم بازدید. روستای باصفا و قشنگیه... دو تا مدرسه راهنمایی داره یکی از یکی بهتر ... یکی واسه خانوم دختراااا یکی واسه آقا پسراااااا.... ( اما خودمونیم ها خوش به حال آقایون ، این پسر بچه ها چه قدر با نمک و دوست داشتنی و شیطونن ، کاش می ذاشتن منم به پسرا درس بدم، به قول خودشون : خیلی باحالند!!!)

 با همه این حرفا امیدوارم بتونم تو پست جدید واسه همکارا مفید باشم و وظایفم رو به نحو احسنت انجام بدم، برام دعا کنید!!!!!!!!!!