هر آنکس که دندان دهد ...

از قديم گفتن : هر آنكس كه دندان دهد نان دهد!!!!

حالا اين چه ربطي داره به پست امروز،‌ معماييه كه حلش با شما دوستان عزيز!!!

جاي شما خالي دندون نازنين من خيلي درد مي كرد!!!‌كل ماه رمضون رو تحمل كردم ،‌ تا اينكه همين شنبه، يعني ديروز ، و يعني روزي كه دولت محترم و خدمت گذار در راستاي طرح كاهش تعطيلات !!! ‌تعطيل اعلام كرده بود ، ‌درد ما هم شديد تر شد!!!! چشمتان روز بد نبيند انشاءالله !!!! عجب دردي بود، فكر اينكه حالا بايد حداقل صد و چهل پنجاه تومان از جيب مبارك را با اطباي محترم تقديم كنم ،‌ باعث سر درد شديدي شده بود!!! بماند كه ديشب را با چند مسكن خوابيدم!!!

امروز صبح بالاخره دل به دريا زدم و رفتم به يكي از كلينيك هاي دندانپزشكي شهرمان!!! خانم پذيرش گفت ويزيت 4000 تومان مي باشد، با دست لرزان كيف پولم را دست گرفتم كه يك دفعه ياد كارت بيمه طلايي افتادم.

به خانم جان با افتخار گفتم من كارت بيمه طلايي دارم!!!! و او هم بعد از گرفتن كپي كارت فقط ششصد تومان از من گرفت!!!! به قول ادبا در پوست خود نمي گنجيدم!!!!‌ رفتم پيش آقاي دكتر،‌ فرمودند :‌بهتره كه بكشيش،‌ اگه بخواي عصب كشي كني و پر كني 140 هزار تومان هزينه اش ميشه !!!!!‌وباز هم من با افتخار گفتم: آقاي دكتر اصلا هزينه براي من مهم نيست!!!!! من كارت بيمه طلايي دارم. پرش كن!!

از اتاق آقاي دكتر اومدم بيرون رفتم صندوق تا هزينه رو پرداخت كنم،‌ خانوم صندوق گفتند :‌ بي زحمت 22700 تومان پرداخت نماييد!!!! با تعجب گفتم :‌همش همين شد!!!

خلاصه اينكه دندونم با مجموع 23400 تومان تعمير شد!!‌انقدر ذوق زده شدم كه بلافاصله از دكتر وقت گرفتم كه بيام بقيه دندون ها رو هم درست كنم!!!! يه جراحي روي دندون بعدي كاريه كه قراره همين سه شنبه انجام بشه....

 

راستش داشتم فكر مي كردم بهتره شعر قديميا رو عوض كنيم: هر آنكس كه دندان دهد ،‌بيمه طلايي دهد...

 

انتظار

گاهي نوشتن انقدر سخت ميشه كه دلم ميخواد گريه كنم!!! ياد لحظه هاي امتحان املا مي افتم تو سالن بزرگ مدرسه!!!

يادم رفته انتظار رو با كدوم « ز » بايد بنويسم!!! هميشه املام ضعيف بود.

قلبم محكم تر از هميشه ميزنه!!! مراقبِ بالاي سرم داره لرزش دستام رو مي بينه!!! نگاهم به افق خيره مونده !!! شايد اونجا كسي كمكم كنه!!!

و يهو بغضم ميتركه!!!

مثل يك بمب ساعتي!!!

گرمي دستي رو روي سرم احساس مي كنم !!!

و صدايي كه توي گوشم ميگه: اگه يادت رفته از خودم بپرس ، تو بپرس تا من بگم ،(ادعوني استجب لكم)

با صداي نفسش آروم ميگيرم ...

ديگه يادم ميره كه سر جلسه امتحانم!!! دلم ميخواد تا ابد بمونم تو همون حال!!!

حالا ديگه انتظارم ترجمه شده!!!

انتظار

افسانه ی افسانه

دختر آرومي بود !‌ كم حرف ميزد !‌ زيبا بود و دوست داشتني !‌ مودب و متين !‌

با اينكه كلاس اولي بود خيلي بيقراري نميكرد!!!

دوسش داشتم!!! شايد بيشتر از بقيه!‌

تو تمام سال فقط  دو بار ازم خواهش كرد!!! يه دفعه كه مادرش بيمار بود و ازم خواست اجازه بدم زنگ بزنه خونه و حالش رو بپرسه ، و يه دفعه ديگه هم خواهش كرد تا اجازه بدم موقع نماز جماعت اذان بگه!!!

آخرين باري رو كه ديدمش يادم نمياد ،‌ شايد يه روز چهارشنبه بود!! وقتي كارم تو اداره تموم شد ،‌يه سر رفتم مدرسه تا بچه ها رو ببينم!!‌ امسال سرپرستشون نبودم ، ‌تو مدرسه شون هم نبودم ، به همين خاطر وقتي دلم تنگ ميشد ،‌ يه چهارشنبه مي رفتم ديدنشون!!! به محض اينكه پامو ميزاشتم تو مدرسه بچه ها دورم جمع مي شدند!!! سلام خانوم !!!‌خوبين ؟؟ چرا امسال سرپرستمون نشديد؟؟؟؟   منم مثه هميشه با يه لبخند مي گفتم: خوب بس كه پارسال اذيتم كرديد ... فرار كردم از دستتون!!!! و بعد يه فرياد : خانوووووووووم ما كي شما رو اذيت كرديم؟  و من كه با لبخند مي گفتم : حتي اگه اذيت هم كرده باشيد انقدر دوستون داشتم كه دلم براتون تنگ بشه و بيام ديدنتون!!!! فاطمه خوبي؟ مريم قلبت بهتره ؟ زينب حال مادرت چه طوره؟ زهرا با درسا چه مي كني؟ راضيه هنوزم شبا تا دير وقت درس مي خوني ؟‌ افسانه هنوزم تو اذان گوي خوابگاهي؟؟؟؟ و اون روز افسانه نبود تا جواب اين سوالم رو بده!!!!

دو روز قبلش از مدير مدرسه شنيدم يكي از بچه هاي خوابگاه فوت كرده !!! خدا خدا مي كردم اين خبر شايعه باشه!!!‌ طاقت نداشتم رفتن هيچ كس رو شاهد باشم .... و اون چهارشنبه رفتم تا .......... اعلاميه اش روي ديوار بود ..........................

افسانه داشت تو تب مي سوخت ! مادرش باردار بود و نمي تونست اونو به درمانگاه شهر برسونه !‌ تا شب صبر كرد!‌ بابا اومد !! تو يه شهر ديگه كارگر ساختمون بود !‌ افسانه رو بغل كرد آخه تو روستاشون دكتر نبود!!   با عجله از خونه زد بيرون ...... اما .............

دلم براي افسانه تنگ شده !!! اگه زحمتي نيست به حق اين شباي عزيز واسه افسانه منم دعا كنيد... حداقل يه فاتحه براي شادي روحش .... آخه هنوز يه سوال بي جواب دارم:  امسال كه مدرسه باز بشه، كي قراره اذان گو بشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟