زمان امتحانا نزديكه كتاب تموم شده و از بس دوره كرديم خسته شديم!! مونده بودم چي كار كنم نا هم بي كار نباشيم و هم يه چيز جالب بچه ها ياد گرفته باشند، يه دفعه ياد جئوجبرا افتادم! تازه از انتشارات دانشگاه سي دي ش رو خريده بودم! كلاس 38 نفريمون رو بردم كارگاه.

كارگاه IT ما 9 تا سيستم داره، ‌بچه ها رو به دو گروه 19 نفري تقسيم كردم، گروه اول رو دو تا دو تا پشت سيستم نشوندم و بدون هيچ توضيحي خواستم وارد محيط جئوجبرا بشند و كار كنند؛ گروه دوم هم به 5 گروه 4 نفره تقسيم شدند، به هر گروه يه مجله برهان دادم و ازشون خواستم يه موضوع رو انتخاب كنند و گروهي بخونند و گزارشي ازش تهيه كنند. بعد از 40 دقيقه هم جاي گروه ها عوض شد.

آخر كلاس شدم معلم انشا!!!!!!!!!!!

پاي تخته نوشتم : « امروز در كارگاه ياد گرفتم كه ... » در يك صفحه جمله را كامل كنيد!

هفته بعد تو كلاس از گروه ها خواستم انشا ها شون رو بخونند! مطالب جالب بود ( عدد نويسي ژاپني،‌ عدد هفت، چرا در نمودار مقسوم عليه بايد عدد را بر مقسوم عليه هاي اول تقسيم كرد؟،‌ آشنايي با دانش مندان رياضي،‌ با جئوجبرا چه جوري فهميدم كه نيمسازهاي يك مثلث همرسند و ....)

با اين دو جلسه ي روي هم 3 ساعتي، كلي مطلب جديد ياد گرفتيم، به رياضي علاقه مند تر شديم ، و خلاصه از وقتمون بهترين استفاده رو كرديم.