...
دیگه تموم شد.
هم خوشحالم
هم ناراحت
. خوش حال از این که شبای امتحانا و درس خوندن و ( شما بخونید درس نخوندن
) حرص خوردن تموم شد
و ناراحت از اینکه فرصت علم آموزی تموم شد!!!!!
بودن تو محیط دانشگاه یه فرصت بود تا با دنیای نوین آموزش ریاضی در ارتباط باشم و می ترسم از اینکه از این به بعد بشم مثل هزاران هزار معلم ریاضی که روش تدریس و میزان علمشون محدود می شه به اطلاعات دوران دانشگاه!!!!
تواین دو سه سال هر چی یاد میگرفتم اجرا می کردم و هر چی اجرا می کردم به عنوان نظریه تو کلاس ارایه می دادم.
در کنار آدم هایی که از من هم تجربه تدریس بیشتری داشتند و هم علم بیشتری خیلی چیز ها یاد گرفتم.![]()
دیروز تموم شد. دیروز آخرین امتحان و آخرین فرصت دیدار دوستان بود. ( البته اگه درسی رو نیفتاده باشم
)کاش فرصت علم آموزی به پایان نرسد.![]()
علت تاخیر دو هفته ای من علمی بود!!
امتحان داشتم دیگه!!!! موجه هست ؟![]()
قبلا فکر می کردم اگه به دوستام بگم راز موفقیتم چیه ، میرن همون کارو می کنن و موفق می شن! اون وقت من دیگه بهترین نیستم. اما...