امشب ، ستاره ها آسمان را ریسه بسته اند. شبنم و گل زمین را آب و جارو کرده اند ، پرندگان آواز دوستی می خوانند.

هم به مهمانی حضورت آمده اند؛

همه شادند ؛

گل ها می خندند؛

ماهی قرمز من ، در حوض کوچکش می رقصد؛

آخر امشب « مهتاب » مهمان زمین است.

اما...

ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی               عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست؟

کجایی ای آسمانی ترین هستی؟ کجایی تا می حضورت سرکشیم و مست با تو بودن گردیم ؟ کجایی ... ؟

چه شیرین گفت شیخ اجل:

مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا               گر توشکیب داری، طاقت نماند ما را

 

یارب تو آشنا را ،مهلت ده و سلامت                  چندان که باز بیند ، دیدار آشنا را

 

میلادت گل باران

یا قایم آل محمد

یا مهدی جان

 

یا مهدی جان