سه روز پیش بعد از سه ماه بالاخره همه نمره هام اومد رو سایت! و دیروز راهی تهران شدم تا کارای فارغ التحصیلی رو انجام بدم! روز قبلش از همه مدارک کپی گرفتم و همه چیزو آماده کردم گذاشتم تو کیف دستیم!!!! سحر یه نگاه تو کیفم انداختم و چک  کردم که همه چیزو برداشته باشم! بعد از خوردن سحری و نماز راه افتادیم! بعد از 3 ساعت وقتی رسیدیم عوارضی تهران برگشتم از روی صندلی عقب کیفم و بردارم تا پول عوارضی رو حساب کنم ( البته این اتفاق هر صد سال یک بار رخ میده و پدر گرامی نهایت استفاده رو میکنه) دیدم کیفم رو خونه جا گذاشتم!!!

راه و کج کردیم سمت ولایت خودمون، خودم که هیچی بماند چه قدر پدر گرامی عصبانی بود! هم روزه روخورده بود ، هم بنزین ماشین! هم اینکه هیچی به هیچی!!!

گفتم شاید حکمتی داره برگردیم ببینیم چی میشه! شاید کارا درست شد!!!

ساعت 10 صبح رسیدیم دانشگاه! هیچ مدرکی همرام نبود! کارت دانشجویی نداشتم! آخرین فیش واریزی شهریه رو جا گذاشته بودم!

فقط تو دلم می گفتم: توکلت علی الله حی لا یموت

برگه تسویه حساب داخلی رو که گرفتم به سرعت 1000کیلومتر در ساعت همه امضاها ردیف شد! از اونجا که خدا می خواست همون روز جلسه تعیین رییس دانشکده بود ، هم استاد راهنما و هم مدیر گروه تو دانشگاه بودند! معجزه اینجا بود که تو یه اداره همه مسئولا تو اتاقاشون بودن و همه کارا رو به سرعت برق انجام میدادن! ساعت 12 بود که همه کارا ردیف شدو گفتن اگه می خوای مدرک زودتر به دستت برسه برو  دبیرخونه و هزینه پست پیشتازو بده! 700 تومن ناقابل پول پست نداشتم. زنگ زدم به پدر گرامی که واسه استراحت رفته بود خونه یکی از اقوام و فکر می کرد حالا حالا ها خبری از من نمیشه! گفتم هم بیاد دنبالم و هم ...

خلاصه اینکه دیروز فارغ التحصیل شدم!