ســـــــــــــــــــــــــــــــــلام

 

یه سلام گرم و صمیمی به همه دوستان

به خاطر تعطیلی طولانی مدت اینجا معذرت ، معذرت ، معذرت...

بالاخره سال تحصیلی تموم شد و سرم خلوت شد ، و فرصت کردم بیام اینجا... انقدر دلم واستون تنگ شده بوووووووووووووود

حالا که اومدم نمی دونم از کجا شروع کنم به تعریف؟؟؟

از کلاس بگم؟

کلاس اول راهنمایی و یه خاطره تلخ!!! وسطای سال پریسا ( شاگردم رو میگم ) ازدواج کرد !بعد عید خبر رسید، تو جاده تصادف کرده ، خودش فلج شده و همسرش فوت کرده!!!!

کلاس دوم راهنمایی و زهرا که حکایت شیطنتاش حکایت مثنوی هفتاد منه!!!

کلاس سوم راهنمایی و 16تا شاگرد درس خون که همشون مبتلا بودند به اضطراب امتحان!!!

کلاس اول دبیرستان با سمیرا که از ریاضی فقط بلد بود بشمره !!!!( یعنی نه جمع بلد بود و نه ضرب)

کلاس دوم تجربی و بچه های درسخون و البته کمی ... ....( سانسورش کردم!! بعدا توضیح میدم چرا؟)

و کلاس سوم انسانی که یه هو ریاضی شد نهایی و ....

نه بهتره از کارای گروه ریاضی بگم!؟

رفتیم اصفهان جاتون خالی خیلی خوش گذشت .  سه تا جلسه پر بار گذاشتیم و یه عالمه طرح و برنامه تصویب کردیم و البته اجرایی هم کردیمشون، واسه همه مدارس منطقه تخته مختصات خریدیم ، واسه کتاب ریاضی یک که تازه تالیف شده یه بسته کمک آموزشی تالیف کردیم ، یه امتحان ریاضی گذاشتیم واسه بچه های سوم راهنمایی و به هرکی پیشرفت کرد جایزه دادیم، نمایشگاه درست کردیم از وسایل دستساز بچه ها و یه عالمه روزنامه دیواری که با محوریت ریاضی درست کرده بودند ، بعدش برترین ها رو انتخاب کردیم و جایزه دادیم، و ازهمه بهتر همین سه شنبه که گذشت برای رفع خستگی ، دبیرای ریاضی همه با هم رفتیم کسراصف  ، اینجا که گفتم یه ولایت فوق العاده باصفاست که کم از شمال نداره و توی منطقه مونه!!! یه سفر عالی بود! به من که خیلی خوش گذشت!!!

با اینکه خیلی دوست دارم منتقل بشم شهر خودم و از رفت آمد سه ساعت در روز خلاص بشم ، وقتی نگاه می کنم به خاطره هایی که امسال داشتم ، با بچه ها  ، با اداره ، با همکارا و ... دلم می گیره...

امسال سال فوق العاده بود ، حدافل اینکه از خودم راضی بودم ، و تونستم اکثر کارایی که دوست داشتم رو انجام بدم...

تو این پست خلاصه ای از خاطره هام رو گفتم ، انشاالله بعدا یکی یکی شون رو بیشتر تعریف می کنم.

فعلا

یا علی